تبلیغات شما تبلیغات شما

آمار سایت

    آمار مطالب
    کل مطالب : 4042
    آمار کاربران
    افراد آنلاین : 10

    کاربران آنلاین

    آمار بازدید
    بازدید امروز : 182
    باردید دیروز : 2,903
    گوگل امروز : 1
    گوگل دیروز : 16
    بازدید هفته : 5,928
    بازدید ماه : 95,141
    بازدید سال : 95,141
    بازدید کلی : 6,542,169

آخرین فروش های موفق

بررسی-رابطه-میان-رقابت-بازار-تولید-و-ساختار-سرمایه-شرکتهای-پذیرفته-شده-در-بورس-اوراق-بهادار-تهران
بررسی رابطه میان رقابت بازار تولید و ساختار سرمایه شرکتهای پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران
فرمت فایل دانلودی: .zip
فرمت فایل اصلی: doc
تعداد صفحات: 250
حجم فایل: 1619 کیلوبایت

عنوان : بررسی رابطه میان رقابت بازار تولید و ساختار سرمایه شرکتهای پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران
تعداد صفحات : 250 صفحه به همراه پیوست - منابع دارد - فهرست ندارد

مقدمه
ساختار سرمايه به عنوان یکی از پارامتر مؤثر بر ارزش گذاري شرکت ها و براي نشان دادن جهت گيري آنان در بازارهاي سرمايه ي مطرح گرديده است. محيط متحول و متغير کنوني،درجه بندي شرکت ها را از لحاظ اعتباري نيز تا حدودي به ساختار سرمايه ي آنان منوط ساخته است .
در مورد نحوه تأمين مالي شركت ها دو نظريه سلسله مراتبي و موازنه ايستا در ادبيات مالي مطرح شده است . بر اساس مدل موازنه ايستا مي توان از طريق برقراري توازن بين منافع تأمين مالي از طريق بدهي(مثل صرفه جويي مالیاتي حاصل از بهره بدهي و كاهش هزينه هاي نمايندگي از طريق نقش كنترلي بدهي) و هز ينه ها ي مرتبط با بدهي (مثل هزينه هاي ورشكستگي و هز ينه هاي نمايندگي بدهي) به ساختار سرمايه اي دست يافت كه ارزش شركت را حداكثر كند. اين همان ساختار سرمايه بهينه است(کردستانی ، نجفی عمران، 1387) . در اين مدل ساختار سرمايه به سمت نقطه اي حركت مي كند كه آن نقطه منعكس كننده نرخ ماليات، تركيب دارايي، ريسك تجاري، سودآوري و مقررات ورشكستگي است . در حالي كه در مدل سلسله مراتبي نواقص بازار سرمايه كانون توجه قرار مي گيرند و هزينه هاي مبادلاتي وعدم تقارن اطلاعاتي و توانايي شركت برا ي پذيرش سرمايه گذاري هاي جديد را با وجوه و منابع داخلي مرتبط مي سازند. اين مدل پيش بيني مي كند كه بين سرمايه گذاران برون سازماني و مديران يك شركت درباره كيفيت پروژه هاي جديد عدم تقارن اطلاعاتي وجود دارد. در نتيجه، ممكن است بازار سهام پروژه جديد شركت را كمتر از واقع ارزيابي كند كه در اين حالت افزايش سرمايه از طريق انتشار سهام جديد هزينه برترين منبع تأمین مالي به شمار مي رود . براساس اين مدل، شركت ها منبع تأمین مالي را بر اساس مشكل گزينش معكوس انتخاب مي كنند . از آنجا كه سود انباشته هيچ گونه مشكل گزينش معكوس ندارد، به عنوان بهترين منبع تأمین مالي به شمار مي رود. مشكل گزينش معكوس در سهام به بالاترين حد خود رسيده و در بدهي بين سهام و سود انباشته قرار می گیرد . از ديدگاه سرمايه گذاران برون سازماني، سهام ريسك بيشتري از بدهي دارد، زيرا مشكل گزينش معكوس آن بيشتر است . بنابراين براي سهام نرخ بازده بالاتري را مطالبه مي كند.از ديدگاه سرمايه گذار درون سازماني، سود انباشته در مقايسه با بدهي داراي هز ينه كمتري است و بدهي بر سهام ترجيح داده مي شود. از اين رو، شركت ها مبالغ مورد نياز بر اي تقسيم سود،سرمايه گذاري در دارايي ها، افزايش سرمايه در گردش و تسويه بدهي را در وهله اول ازطريق سودهاي تحصيل شده و بعد به ترتيب از طريق بدهي و سهام مي كنند. همچنين بين بدهي ها، شركت ها اول بايد آن دسته از بدهي هايي را منتشر كنند كه داراي كمترين هزينه اطلاعاتي باشند . به بيان ساده تر، بدهي هاي كوتاه مدت بايد قبل از بدهي هاي بلندمدت استفاده شوند و از بين بدهي هاي بلند مدت، اجاره هاي سرمايه اي و بدهي هاي بلند مدت تضمين شده بايد قبل از هر گونه بدهي هاي بلندمدت تضمين نشده استفاده شوند .


نظريه موازنه ايستا و سلسله مراتبي پيش بيني هاي گاه متضاد راجع به عوامل موثر برنسبت بدهي دارند. بر اساس اين دو مدل در كل هفت عامل را مي توان به عنوان عوامل موثر بر نسبت بدهي شناسايي كرد .این عوامل شامل اندازه شركت، قابليت مشاهده دارايي ها، فرصت هاي رشد، سودآور ي، ر يسك سود، صرفه جويي مالياتي غير از بدهي وسود تقسيمي مي شود(لینگ لی،ریچاردفیرچیلد،2011). در اين تحقيق تأثير هر يك از عوامل فوق بر نسبت بدهي(براساس نسبت كل بدهي به ارزش دفتري كل دارايي و نسبت كل بدهي به ارزش بازار حقوق صاحبان سهام و ارزش دفتري كل بدهي) مورد بررسي قرار گرفته است.


2-1- بيان مسأله اساسي تحقيق
به طور کلي ساختار سرمايه ي شرکت ها از دو بخش تشکيل گرديده است : نخست ميزان سرمايه ي مورد نياز و دوم ترکيب منابع تأمين مالي. به طور کلي وام و سهام دوگونه ي اصلي شکل دهنده ي ساختار سرمايه ي محسوب مي شوند. با توجه به منابع تأمين مالي ، شرکت ها داراي بازده و ريسک متفاوتي در عرصه ي بازارهاي تأمين سرمايه هستند. بنابراين تصميمات مربوط به ساختار سرمايه نقش مؤثري در کارايي و اعتبار شرکت ها نزد مؤسسات تأمين سرمايه خواهد داشت .اما اهميت شرکت ها از لحاظ وسعت عملکرد، سودآوري، امکانات رشد، اندازه و نوع فعاليت، تعيين کننده ی نياز مالي متنوع آنان خواهد بود. در اين ميان منابع حاصل از بدهي ضمن افزايش هزينه ثابت موجب افزايش اهرم و در نتيجه افزایش ريسک سيستماتيک آنان خواهد بود . ضمن اين که توجه به هزينه ي سرمايه روش هاي مختلف تأمين مالي وتوجه به آن باعث پيدايش فرصت هاي مناسب سودآوري و يا پيش آمدن وضعيت بحران مالي شرکت خواهدگرديد (سیدنر و راوالی 2000) .بنابراين توجه به ويژگي هاي حاکم بر تفکر مالي مديران، موجب ثبت جايگاه اصلي شرکت ها در بازارهاي مالي واعتباربندي صحيح آنان ازسوي اعتبار دهندگان بازارهاي سرمايه خواهد گرديد . مشكل اصلي در تعيين ساختار سرمايه اينست كه با توجه به تفاوت ها ي بين سهام و بدهي براي داشتن عملكرد مطلوب، در ساختار سرمايه چه مقدار بدهي و چه مقدار سهام بايد وجود داشته باشد تا شركت هم در خطرورشكستگي قرار نگيرد وهم هزينه كمتري پرداخت كند؟ درنهايت اين سوال مطرح است كه چه رابطه ای میان رقابت بازار تولید و ساختار سرمایه مشخصاً اهرم مالي وجود دارد؟این تحقیق به ارتباط میان رقابت بازار تولید و ساختار سرمایه مشخصاً اهرم مالي می پردازد.

1) Ling Li, Richard Fairchild
2) Rawally & Sidner


3-1- اهمیت و ضرورت انجام تحقيق
بررسی مؤثر لیوایز و براندر (1986) بیش از دو دهه ی قبل تا کنون ، رابطه ی بین ساختار سرمایه و رقابت بازار تولید موضوع مفید در زمینه ی تئوریهای ساختار سرمایه شده است . در سالهای اخیر آثار مربوطه نشان داده که همیشه شرکتها ساختار سرمایه شان را به طور کامل با در نظر گرفتن رقابت بازار تولید ، استراتژی گروهی و محیط بازار سرمایه انتخاب می کنند . تحقیقات زیادی نشان داده است که ساختار سرمایه شرکت مربوط به رقابت بازار تولیدآن می شود . وسعت وعمق تئوریهای ساختار سرمایه در نتیجه ی این یافته های اخیر گسترش پیدا کرده است بوسیله تئوری MMکه مودیلیانی و میلر (1958) مطرح کردند ، تحت مجموعه ای از فرضیات دقیق ، ساختار سرمایه یک شرکت هیچ ارتباطی به ارزش بازار آن ندارد ، اما در واقع به علت وجود مالیات شرکت ، ورشکستگی، هزینه ی شرکت و سایر هزینه های مرتبط ، ساختار سرمایه یک شرکت قطعاً بر ارزش آن تأثیر دارد . به عبارت دیگر ، ساختار سرمایه بهینه ای وجود دارد . علاوه بر این شواهد زیادی وجود دارد که نشان می دهد یک شرکت میتواند از چنین ساختاری بوسیله تعدیل نسبت" بدهی/ دارایی" سود ببرد که هم میزان رشد و هم ارزش شرکت را افزایش میدهد و در پایان ، شرایط آن را بهبود می بخشد. اگر چه آثار زیادی وجود داشته که ساختار سرمایه را از دیدگاه رقابت بازار تولید بررسی کرده ونیز موضوع تصمیمات ساختار سرمایه اخیراً توجه بیشتری را از جانب محققان مربوطه به خود جلب کرده است،مطالعات کمی این دو دیدگاه را به هم ربط داده است . برای شروع ، نیاز است که ما شواهد تجربی در رابطه با وضع موجود رقابت بازار تولید پیدا کنیم و اینکه چطور تغییرات در رقابت بازار تولید ،ساختار سرمایه ی یک شرکت را تحت تأثیر قرار میدهد. اهمیت و ضروریت پژوهش حاضر را مي توان در موارد زير خلاصه كرد: 1) شرکتها ساختار سرمایه شان را بر طبق تغییرات در رقابت بازار تولید تنظیم می کنند که باعث می شود ساختار سرمایه موجود آنها به طور مداوم به ساختار مورد هدف نزدیک شود .(لینگ لی،ریچاردفیرچیلد، 2011) 2) به دلایل متنوعی ، یک شرکت ممکن است از بهترین ساختار سرمایه اش منحرف شود . بنابراین به حداکثر رساندن ارزش آن ، یک شرکت همیشه نیاز به این دارد که ساختار سرمایه اش را تعدیل کند برای اینکه آن را به سطح بهینه نزدیک کند . به این دلیل است که تعدیل ساختار سرمایه پویا ، مرکز توجه بررسی در سالهای اخیر شده است . 3) محققان به توافق رسیده اند که شرکتها فعالانه ساختار سرمایه شان را طبق تغییرات هم در محیط های بیرونی و هم داخلی تعدیل کنند برای اینکه تأمین مالی خود را تضمین کنند و ارزش مؤسسه خود را به حداکثر برسانند.
1) Brander& Lewis
2) Modigliani & Miller 3)Ling Li, Richard Fairchild

دانلود فایل

برچسب ها

مطالب پیشنهادی ما

دیدگاه های شما

ارسال نظر

نام
ایمیل (منتشر نمی‌شود) (لازم)
وبسایت
:) :( ;) :D ;)) :X :? :P :* =(( :O @};- :B /:) :S
نظر خصوصی
مشخصات شما ذخیره شود ؟ [حذف مشخصات] [شکلک ها]
کد امنیتیرفرش کد امنیتی

تبلیغات شما تبلیغات شما

کدهای اختصاصی